فانوس ادب
وبلاگ ادبي سینا صارمی

گاهی راحت تر آن است که
با وجود اندوهی که در درونتان موج می زند لبخند بزنید
تا اینکه بخواهید به همه ی عالم
علت غمگینی خود را توضیح دهید

ژوزه ساراماگو

زن ها از عادی شدن
از تکراری شدن
از مثل روز اول نبودن
می ترسند
گاهی زن ها را مثل روز اول دوست بدارید

.مهدیه لطیفی

خودم را در آغوش گرفته ام
نه چندان با لطافت
نه چندان با محبت
اما
وفادار

.ساموئل بکت

. 



ادامه مطلب ...
جمعه 08 اسفند 1393 :: 16:41 :: نويسنده : fanooseadab

 

جمعه 08 اسفند 1393 :: 12:28 :: نويسنده : fanooseadab

رنگ سال 1394

قرمز قهوه ای (عنابی)

برای امسال رنگ عنابی که شبیه به قرمز قهوه ای می باشد

بعنوان رنگ سال انتخاب شده است

رنگ عنابی که شبیه به شرابی خاکی نیز می باشد

رنگی گرم و طبیعی است که طیف رنگی گسترده ای دارد

این رنگ را هم به عنوان یک رنگ اصلی و پایه

 هم مکمل با رنگ های دیگر می توان استفاده کرد 

     

جمعه 08 اسفند 1393 :: 11:49 :: نويسنده : fanooseadab

 

روز میلادت مبارک

امروز خورشید درخشان‌تر است

آسمان آبی‌تر

نسیم، زندگی را به پرواز می‌کشد

و پرنده آواز  جدید می‌سراید

امروز بهاری دیگر است

در روز تولد مهربان‌ترین

در میلاد کسی که  چشمانم با  حضورش بارانی است

امروز را شادتر خواهم بود

و دلم را به میهمانی آسمان خواهم برد

جشنی برای میلادت بر پا خواهم کرد

تمامی گل ها و سبزه‌ها در میهمانی ما خواهند سرود

ای مهربان‌ترین

امیدوارم بر لبانت همیشه گل لبخند باشد

روز و روزگارت خوش

میلادت مبارک

 

 

جمعه 08 اسفند 1393 :: 08:25 :: نويسنده : fanooseadab

 

سه‌شنبه 05 اسفند 1393 :: 17:14 :: نويسنده : fanooseadab

 

روز 29 بهمن روز عشق پارسیان

شاید کمتر کسی بدونه که در ایران باستان نه مث رومیان، از سه قرن پس از میلاد مسیح ، که از بیست قرن پیش از میلاد روزی به نام  روز عشق  وجود داشته !

  چهاردهم فوریه برابر با بیست و پنجم ِ بهمن ماه در تاریخ غرب مسیحی روز والنتاین  نام دارد.

 این روز برگرفته از اسم یه کشیش رومی به نام " والنتیوس" است.

  روز 29 بهمن روز عشق پارسیان مبارک

 

به ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب ...
شنبه 25 بهمن 1393 :: 21:42 :: نويسنده : fanooseadab

 

 روز عشق آمد و من تنهای تنهایم
همه عاشقان دست در دستان هم گذاشته اند و به هم محبت و عشق هدیه می کنند
اما من تنها در این گوشه از این دنیای بی محبت نشسته ام و با حسرت به عاشقان که دست در دستان هم گذاشته اند و بر لبان هم بوسه میزنند نگاه می اندازم
و اشک میریزم و آن لحظه دلم هوای تو را می کند
کاش تو بودی تا در این روز به تو محبت و عشق هدیه کنم ، اما نیستی
نیستی که دستانت را بگیرم و با هم به سرزمین عشاق برویم و در کنار هم قدم بزنیم و من نیز لحظه به لحظه بر گونه های مهربانت بوسه بزنم و بگویم خیلی دوستت دارم
تو از من دوری، و من تنها مثل شمع نیمه سوخته در غم دوریمان می سوزم و آب می‍شوم
تو دوری، و انگار دنیا را از من گرفتن و شادی هایم را همه نقش بر آب کردن و یک دنیا غم و غصه و اشک به من هدیه دادن
امروز زیباترین روز عاشقان است اما تلخ ترین روز برای من
تو دوری اما من به وجود عشق شکی ندارم،
و عشق زیبا تریم کلمه ای است که میشود تورا با آن معنا کرد،
آره ما از هم دوریم اما، عاشق هم

 

 

شنبه 25 بهمن 1393 :: 21:14 :: نويسنده : fanooseadab

 

این غزل در اولین جشنواره شعر باخرز 14 بهمن 1393 خوانده شد. 

تـا تـو هستـی پیش مـن گلــزار عاشق می شود

نـار عـاشـق مـی شــود، گلنــار عـاشـق می شود

 

بــا عبــورت از خیـــابـــــان دلم هــر روز و شب

کـوچـه عـاشـق مـی شود، بـــازار عاشق می شود

                                                                                                 

پیش چشمـانِ خمـار و مست و شیـدایت عـزیز

یـار عـاشـق مـی شـود، دلـدار عـاشــق می شود

 

تــا بیــابـم دفتــــری از کنـــجِ دیــــوار اتــاق

لای انگشتــان دست، خـودکـار عـاشق می شود

 

خـواهشاً نـزدیک بـــاغِ حــــاج گُـــل ممّــد نــرو

چــون غـلام و رعیـت و ســالار عــاشق می شود

 

بــا صــدای نــازکِ مستـــانـه ات در نیمــه شب

این طرف مـاه، آن طرف گیتـار عاشق می شود

 

لطف کُــن از کــــوچــه ی بــاغِ وِلنــگا رد نشــو

چـون کـــه بعــدِ رفتنت دیــوار عاشق می شود

                                                                                                         

بــا شمیـمِ عطـــر گیســویت و آن شــال بنفش

آب عـاشـق مـی شـود، آبشـار عـاشـق مـی شود

 

از کنــار خــانـه ی بهــداشت و درمــانگــاه نـرو

چـون که رفتی بی سبب، بیمـار عـاشق می شود

 

بیــن خـطّ دایــره خطّـی نکش بـــا پــای خـــود

دایــره گُــل مـی کنـد، پـرگــار عـاشـق می شود

 

تـا تـو مـی آیی بـه سـوی شهــر مسکیـن با غزل

بینـوا جـان مـی دهـد، پــولدار عـاشـق می شود

 

آنچــه گفتـم قطـره ای مـی باشـد از دریــای تـو

گــر بگــویـم کُـلِّ آن حضّــار عــاشــق مـی شود

 

..... سینا صارمی (مسکین باخرزی) .....

 

باغ حاج گل ممّد: باغی بزرگ و زیبا در قلعه نو علیا، حاج گل محمّد- وِلنگاه : جایی سرسبز در قلعه نو علیا

جمعه 24 بهمن 1393 :: 15:10 :: نويسنده : fanooseadab

کلیپ زیبا

با صدای شادروان غلامعلی پورعطایی

پخش از شبکه 1 جام جم

ای دلبر رعنای من از من چرا رنجیده ای

جمعه 24 بهمن 1393 :: 09:27 :: نويسنده : fanooseadab

 

کودکان دیروز

چه زود دیر می شود !

در باز شد،

بر پا :

بر جا ... درس اول

بابا آب داد،

ما سیراب شدیم !

بابا نان داد،

ما سیر شدیم !

اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند،

در سبد مهربانی شان ... و کوکب خانوم چقدر مهمان نواز بود!

و چقدر،

همه منتظر آمدن حسنک بودند ... کوچه پس کوچه های کودکی را،

به سرعت طی کردیم ،

و در زندگی گم شدیم ،

همه زیبایی ها رنگ باخت !

و در زمانه ی سنگ و سیمان،

قلب هایمان یخ زد !

نگاهمان سرد شد،

و دستانمان خسته ،

دیگر باران با ترانه نمی بارد !

و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم ،

زرد شدیم ،

پژمردیم ،

و خشک زار زندگیمان،

تشنه آب شد ... سال هاست ،

وقتی پشت سرمان را نگاه می کنیم ،

جز رد پایی ،  از خاطرات خوش بچگی نمی یابیم ،

و در ذهنمان ،

جز همهمه زنگ تفریح ،

صدایی نیست و امروز،  چقدر دلتنگ ، آن " روز ها " ییم !

 

 و هرگز،  نفهمیدیم ،  چرا برای" بزرگ شدن "، این همه بی تاب بودیم.

یکشنبه 19 بهمن 1393 :: 23:26 :: نويسنده : fanooseadab

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران