فانوس ادب
وبلاگ ادبي سینا صارمی

 

 

عید و عاشقی

 

 

عید آمد و چون آینه صادق شده ایم

 

 

بــا بـــاد صبــــا یــار شقایق شده ایم

 

 

از دامــنِ گــل شــراب را نـوشیـدیم

یعنـی بخـدا دوبــاره عـاشق شده ایم

 

 

 

دل بهاری

 

 

عـاشـــق کــه شـدی بهار را می فهمی

 

 

آواز خــــــوشِ هــــــزار را می فهمی

 

 

وقتــی کــه دلت پــاک و بهـاری باشد

شعـــر و غــــزل و نگــار را می فهمی

 

 

 

بختِ شعر

 

 

شعـر و غـزل امـروز مــرا مجنون کرد

 

 

از دایـــره ی عشــقِ شمــا بیرون کرد

 

 

روزی کــه دلــم، قــافیــه پرداز نشد

در بـاغ شمـا حیلـه و صد افسون کرد

 

 

******* مسکین باخرزی *******

**** دو قدم مانده به بهار92 ****

شنبه 03 فروردین 1392 :: 18:45 :: نويسنده : fanooseadab

اس ام اس - پیامک - جملات زیبا - سال 1392

ای کاش که هر لحظه بهاری باشی

هر روز پر از امیدواری باشی

هر ۳۶۵ روز امسال

سرگرم شمردن هزاری باشی !

*****

.چیزی نمونده نقاشی بهار کامل بشه

بهترین شاهکار گیتی بر شما مبارک

*****

پیام تبریک سال نو عضنفر ! :

سالی پر از توام و سرشار از آکنده برایتان مملوء از لبریزم !

*****

آرزو دارم نوروزی که پیش رو داری

آغاز روزهایی باشد که آرزو داری

نوروز مبارک

*

ماه من چهره برافروز که آمد شب عید

عید بر چهره چون ماه تو می باید دید

نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت

سال نو با طرب و غلغله شوق دمید

.

سال تحویل شد و من

تمام دلتنگیهایم را

به جای تو

در آغوش می کشم

چقدر جایت میان بازوانم خالیست

نوروز مبارک

******

امروز جمال تو بر دیده مبارک باد / بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد

گل‌ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد / ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارک باد

نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم /  نوروز و چنین باران باریده مبارک باد

*****

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است / در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست /  خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

*****

بـنام خدای بهار آفرین  / بهار آفرین را هزار آفرین

به جمشید و آیین پاکش درود / که نوروز از او مانده در یادبود . . .

نوروز مبارک

.

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت

روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد . . .

.

ای کاش هر روزمان نو روز باشد تا نو شویم خودمان

اندیشه هایمان و عشقمان به همه زیبایی ها. سال نو مبارک

.

سال نو ، از آغوش مطهر خداوند فرا میرسد

وقلب من نیایش می کند:

خدایا! مرا متبرک کن

تا هر روز که در راه رسیدن به «تو» گام بر میدارم

.

یک نفر همره باد

آن یکی همسفر شعر و شمیم

یک نفر خسته از این دغدغه ها

آن یکی منتظر بوی نسیم

همه هستیم در این شهر شلوغ

این کفایت که همه یاد همیم

عیدتون مبارک

*****

آسمان غرق خیال است کجایی آقا ؟ /  آخرین ساعت سال است کجایی آقا ؟

یک نفس عاشق اگر بود زمین میفهمید /  عاشقی بی تو محال است کجایی آقا ؟

*****

عیدآمد و عید آمد /  یاری که رمید آمد

عیدانه فراوان باد / تا باد چنین بادا !

سال نو مبارک . . .

*****

هیچ عیدی برایم ارزشمند تر از  حضورتو  نیست.

عیدی ما یادت نره

*****

شیشه می شکند و زندگی می گذرد.

نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است

پس دوستت دارم چه شیشه باشم چه اسیر سرنوشت

*****

جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.

از هر دو جهان فقط تو را می خواهم . . .

*****

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال

این فکر را به یادمان می اورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند . . .

*****

فرارسیدن نوروز و سال نو را شادباش میگویم.

برایتان تندرستی و نیکروزی

در سال نو آرزو دارم.

باشد که سالی سرشار از شادی

و کامروایی داشته باشید

*****

با تو از خاطره ها سرشارم.جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .

 

 

لطفا به ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب ...
دوشنبه 28 اسفند 1391 :: 14:45 :: نويسنده : fanooseadab

کلبـه ی عشـق

 

این کلبـه مزیّـن به شمـا هست رفیق

 

در کلبه ی ما مهـر و صفـا هست رفیق

 

دانـی کـه چـرا کعبـه دل نورانی است

ایـن نــور زِ الطــاف خـدا هست رفیق

 

سبب نمــاز

 

دیشـب هـــوس حجـاز کردی حاجی

 

در بیت خـدا چه سـاز کردی حاجی؟

 

بیـن هـوس و نمــاز طـولـی نکشید

دانــی کــه چـــرا نمـاز کردی حاجی؟

 

مـن و تـو

 

مـرا گاو و تو را خـر آفـریدند

 

یکـی مـاده یکـی نـر آفـریدند

 

میانه این همـه گاو و همه خر

تو را میمون و انتـر آفـریدند

 

سال خودکفایی

 

نــادر بـه هــوا پـریـد بر سر آمد

 

جــابــــر زِدرون جعبـــه پَرپَر آمد

 

در سال جهـاد خـودکفایی این بار

میمـون بـه فضــا نرفته،انتر آمد

 

مسکیـــــن بـــــاخــــــرزی

 

پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 15:18 :: نويسنده : fanooseadab

سرعت موشکی کالا

 

دست روی دلم نکش، داغون شده است

 

انگــــار قســم و دروغ قانون شده است

 

بــا ســرعتِ مــوشکـی ی کــــالا هــر روز

اعصــاب نمانـده و دلــم خون شده است

 

شراب عشق

 

رفتنـد و بـه مــا نمـره ی عالی دادند

 

از آن همـه گنـج ظـرف سفالی دادند

 

روزی که شرابِ عشق قسمت کردند

سهــــم دلِ مــا کــوزه ی خالی دادند

 

طناب دار

 

ایـن کـودکِ مــا حصار را می فهمد

 

عـــاشـــق نشـدهِ  بهار را می فهمد

 

با آن که یتیم است و ندارد پدری

معنــــایِ طنـــــاب دار را می فهمد

 

امروز و فردا

 

 

روزی تــو بسـاطِ عشــق برپا کردی

 

روزِ دگـــر آن بســـاط رسوا کردی

 

دانـی کـه چرا هیچ به جایی نرسی

از بس که هی امروز و فردا کردی

 

مسکیــــن بــــاخـــــــرزی

پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 15:07 :: نويسنده : fanooseadab

 

پنج‌شنبه 24 اسفند 1391 :: 13:44 :: نويسنده : fanooseadab

 

بـــوی بهــار

سال 1392 مبارک

 

بـاز کـــن پنجـــره را بــوی بهار آمده است

مـوسـمِ چهچهـه ی بـوس و کنار آمده است

سـوزِ سـرما به کنـار، عطـر گـل یاس رسید

نفـس بــــاد صبــــا بهـــرِ شکار آمده است

بــوی رُز، نستـرن و لالــه و نســرین آمد

عطــرِ جـان بخش گـلِ دامـن یار آمده است

صحبـت از هلهلـه و شـــادی فـروردین شد

وقـــت پـاکـــــوبـی و آواز نگار آمـده است

دلم آتشکده ی شعـر و شـراب است امروز

بس که از جانب حق دل به قرار آمده است

تا که از جانب  حق  گــل به گلسـتان برسید

وقـت هــم صحبتــی زاغ و چنار آمـده است

در و دیـــوار گــواهــی دهــد از بــوی بـهار

بـاز کـــن پنجــــره را بـــوی بهار آمده است

******** دو قدم مانده به بهار 1392 ********

************** مسکین باخرزی **************

 

 

چهارشنبه 23 اسفند 1391 :: 15:16 :: نويسنده : fanooseadab

 

 

خـــداونـــدا :

 نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای دوستان من عطا فرما

هزار و سیصد و نود و دو امید

هزار و سیصد و نود و دو بهروزی

هزار و سیصد و نود و دو لبخند زیبا

سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد

 

(سینــــا صــارمی )
.
.
.

چهارشنبه 23 اسفند 1391 :: 14:53 :: نويسنده : fanooseadab

 

           نقش دل

 

 

در نهـان خانه ی دل عشـق تو حاشا کردم

 

 

دل آفـت زده را غــــرقِ تمـــــاشا  کردم

 

 

شیشه ی پنجره بسیار به رقص آمده بود

 

چون که من اسم تـو را با نفسم ها کردم

 

مسکین باخرزی

 

 

 

جمعه 11 اسفند 1391 :: 08:33 :: نويسنده : fanooseadab

 


گره ی کار

 

تــــا کــی نشینــی لـبِ بام دگران

 

دلخوش شده به حرفِ خام دگران

 

بـرخیـز و گـره زِ کـار خـود باز بکن

ای بـی خبـر از دانـه و دام دگران

مسکین باخرزی

 

چهارشنبه 09 اسفند 1391 :: 00:44 :: نويسنده : fanooseadab

 

غم دل

 

 

ببـار بــاران دلـم غـم دارد امشب

 

 

همیشــه نـام تـو کـم دارد امشب

 

 

همــی دانــم کــه بعــدِ رفتـن تــو

 

هــوای کـویِ من سـم دارد امشب

مسکین باخرزی

 

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 09 اسفند 1391 :: 00:38 :: نويسنده : fanooseadab

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران