فانوس ادب
وبلاگ ادبي سینا صارمی

 

جمعه 04 مهر 1393 :: 16:21 :: نويسنده : fanooseadab

 

شنبه 29 شهریور 1393 :: 10:07 :: نويسنده : fanooseadab

 

 

روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار

۲۷ شهریور،روز شعر و ادب پارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار گرامي باد به همين مناسبت بخشي از زندگينامه استاد شهريار را با هم ميخوانيم.
زندگي نامه استاد شهـريار 
 
بخشي ازاين متن در زمان حيات استاد، نگاشته شده است
اصولاً شرح حال و خاطرات زندگي شهـريار در خلال اشعـارش خوانده مي شود و هـر نوع تـفسير و تعـبـيـري كـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگي او نزديك است و حقـيـقـتاً حيف است كه آن خاطرات از پـرده رؤيا و افسانه خارج شود.

گو اينكه اگـر شأن نزول و عـلت پـيـدايش هـر يك از اشعـار شهـريار نوشـته شود در نظر خيلي از مردم ارزش هـر قـطعـه شايد ده برابر بالا برود، ولي با وجود اين  دلالت شعـر را نـبايد محـدود كرد.
شهـريار يك عشق اولي آتـشين دارد كه خود آن را عشق مجاز ناميده. در اين كوره است كه شهـريار گـداخـته و تصـفيه مي شود. غالـب غـزل هـاي سوزناك او، كه به ذائـقـه عـمـوم خوش آيـنـد است، يادگـار اين دوره است. اين عـشـق مـجاز اسـت كـه در قـصـيـده ( زفاف شاعر ) كـه شب عـروسي معـشوقه هـم هـست، با يك قوس صعـودي اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفاني و الهـي تـبديل مي شود. ولي به قـول خودش مـدتي اين عـشق مجاز به حال سكـرات بوده و حسن طبـيـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولي براي او تجـلي كرده و شهـريار هـم با زبان اولي با او صحـبت كرده است. 
 



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 27 شهریور 1393 :: 09:26 :: نويسنده : fanooseadab

 

دفاع از وطن

کسی نامم نمی داند

مسلمانم

من آزادم و آزاده

گهی سرخم

گهی روشن

نماد سبز و خوش رنگم

و گاهی سخت و مستحکم

به تن صد عقده از دشمن

به دستم بیرق اسلام

به کف شمشیر پولادین

برای کشورم ایران

سلاحی جاودان دارم

سلاحم بانک قرآن است

و تن پوشم کفن باشد

 

 

 

اگر دشمن بگیرد شهر

و یا آتش کشد کاشانه و میهن

به حکم آیه ی قرآن

و ایمان و یقین دل

به دشمن حمله خواهم کرد

و تا خون در بدن دارم

برای نام ایرانم

و ایمانم و آزادی

دفاعی سخت خواهم کرد.

*******************************

هدیه

به بیداردلان، رزمندگان و مردم سلحشور دوران هشت سال دفاع مقدس

 

سینا صارمی (مسکین باخرزی)

یکشنبه 23 شهریور 1393 :: 09:59 :: نويسنده : fanooseadab

 

سلام دوستان گلم، نازنین همراهان خوبم

خواستم مطلبی بنویسم از سر درد

دنیا اصلا وفا نداره

بیخودی خودمان را غرق آن نکنیم

دو روز پیش مشکلی برایم پیش آمد به هر که رو زدم و توقع کمک داشتم

جوابی نشنیدم جز نه و بهانه های ناجور

برای خودم متاسفم که کسی پیدا نمیشه برای یک هفته مرا دریابد

متاسف برای آن روزهایی که تابستان ها کار می کردم و باقی فصل ها را مدرسه می رفتم

  زحمت کشیدم و  تلاش کردم تا آنجا که با رتبه ی (421) هیچ چاره ای نداشتم  جز این که  تربیت معلم را انتخاب کنم و رشته ی معلمی را  تا کمک خرج خودم باشم و خانواده ی خودم غافل از این که در این شغل درست است ایمان است و صداقت و علم و زکات علم اما مال اندوزی و درآمد و ... خبری نیست که نیست. بعضی از دوستان و اقوام به کارهای دیگر اشتغال یافتند الان همه چی دارند دعا می کنم خدا بیشتر بهشون بدهد.

امروز آنقدر خوار و ذلیل شدم که خودم را فحش دادم  و به خاطر  ندانم کاری ها و اشتباهات همیشه وقتم پیشانیم را به دیوار کوبیدم اما این پایان کار نبود.

خواستم اقدامی دیگر کنم و دست به کاری بزنم کارستان اما جفت و جور نشد

بعضی وقت ها اینطوری می شوم

تنها و دلشکسته غمگین و افسرده

اما تا آن جا که  توانستم قبلن قبلن ها برای دوستان و ... خدمت کرده ام هر چند کوچک و مرهم دردشان بودم هر چند ناچیز که بهتر است به گفتار نیاید.

امروز آنقدر تنها شدم و دلشکسته

دانستم که هیچ جایی مرا آرام نمی کند

جز خانه ی دوست

... در آن جا این دو بیت را از سوز دل نوشتم ...

 

دریغـا کــار مـا هـرگـز خطا نیست

به مسجد رفتن مـا بی دعا نیست

شنیـدم از دو مــرد نیک سیـرت

که زخمِ کهنه ی ما بی دوا نیست

 

تا این که خواهر زاده ی خوبم دکتر حامد پرنیایی  پیام داد. سلام دایی اگر سر قولت مبنی بر برگشت بموقع هستی بیا بگیر. گفتم چشم دایی جان

گفتم خدایا در این مکان مقدس عاجزانه می خوام

توانایی و سلامتی عطا کن و بگیر دست یاریگران را

آمین

خدایا شکرت

سینا صارمی

دو شنبه 17 شهریور 1393

مسجد جامع صاحب الزمان (عجج)

 روستای قلعه نو علیا

چهارشنبه 19 شهریور 1393 :: 11:52 :: نويسنده : fanooseadab

 

یکشنبه 16 شهریور 1393 :: 13:07 :: نويسنده : fanooseadab

 

سلام

شما چند نفر از این دوستان را می شناسید؟

من که دلتنگ همشون هستم

 

شنبه 15 شهریور 1393 :: 11:02 :: نويسنده : fanooseadab

 

هر دَم به لبم ذکر خـدا هست هنوز

در کنج دلم عشـق رضـا هست هنوز

امیــد به الطـــاف خــدا دارم و بس

در بــارگــهِ عشــق شفـا هست هنوز

ای خورشید هشتم

آقای من

مولای من

تو را به جان جوادت قسم

حاجت همه ی درمندان را در این شب مبارک سراسر نور بده

 

آمین

 

جمعه 14 شهریور 1393 :: 18:25 :: نويسنده : fanooseadab

 

جمعه 14 شهریور 1393 :: 11:04 :: نويسنده : fanooseadab

 

 

 

پنج‌شنبه 13 شهریور 1393 :: 14:01 :: نويسنده : fanooseadab

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران