فانوس ادب
وبلاگ ادبي سینا صارمی

 

ماجرای بابا کرم و متن ترانه زیبای آن

 

همه ما وقتی این شعر بگوشمان میخورد " آهنگ و ریتم مخصوصش به همراه  رقص داش مشتی " آن از جلو دیدگان ذهنمان می گذرد  اما اولین بار در زمان رضا  شاه که تازه از سمت میر پنجی به پادشاهی رسیده بود ،هنوز درگوشه و کنار این مملکت شاهزاده های بودند که مال و منال فراوانی را میراث خور بودند از جمله یکی از این شاهزاده ها  ، شاهزاده خانمی بود که  از انبوه دارائی هایش در فرنگ و ایران یکی هم باغ و عمارتی بودکه در طول سال هر از گاهی درآنجا بیتوته میکرده ، اینکه سیمایش زیبا یا چقدر جذاب بوده یا نبوده  را نمی دانم اما هرچه که بوده " دل باغبان پیر خود را برده بود " این باغبان اسمش " کرم " بود که به واسطه سن و سالش او را "بابا کرم"  صدا میکردند

به ادامه مطلب کلیک کنید

 



ادامه مطلب ...
جمعه 10 بهمن 1393 :: 13:25 :: نويسنده : fanooseadab

مصطفی محدثی‌خراسانی

مصطفی محدثی‌خراسانی در سال 1340 در شهرستان باخرز چشم به جهان گشود اما از دوران کودکی تا طی مراحل عالی تحصیلاتش را در مشهد گذرانده است.آغاز فعالیت جدی او در سرودن هم‌زمان بود با تشکیل گروه شعر حوزه هنری مشهد در سال 1364 گروهی که توانست جریان‌سازترین گروه شعر در شهرستانهای کشور باشد و هدایت شعر جوان خراسان را حداقل طی دو دهه سکانداری می‌کند.محدثی از سال 70 تا 80 مسئولیت این گروه را به عهده داشت و پس از انتقال به تهران سردبیری فصلنامه شعر نیز به او واگذار شد. محدثی هم‌اکنون علاوه بر سردبیری مجله شعر مسئولیت گروه فرهنگی روزنامه جام‌جم و عضویت در شورای عالی شعر صدا و سیمای جمهوری ایران را نیز عهده‌دار است.از او چند مجموعه شعر با این مشخصات منتشر شده:1. شاعران پروازی، 1375، انتشارات ضریح آفتاب2. هزار مرتبه خورشید، 1375، انتشارات برگ3. گزیده ادبیات معاصر شماره 46، 1378، انتشارات نیستان4. ولی مهر، 1382، کنگره بزرگداشت سرداران خراسان5. طنین کوه، 1384، انتشارات حریر، مجموعه شعر دفاع مقدس6. سلوک باران، 1385، زیر چاپ انتشارات سوره مهر

به ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 07 بهمن 1393 :: 22:39 :: نويسنده : fanooseadab

 

دوشنبه 06 بهمن 1393 :: 15:20 :: نويسنده : fanooseadab

 

دوشنبه 06 بهمن 1393 :: 15:17 :: نويسنده : fanooseadab

 

زمان برگزاری جشنواره : 14بهممن  1393

ساعت 18

 مکان : سالن آموزش و پرورش شهرستان باخرز

منتظر حضور سبزتان هستیم

پنج‌شنبه 02 بهمن 1393 :: 18:52 :: نويسنده : fanooseadab

 

               استاد مشفق کاشانی بدرود حیات گفت

استاد مشفق کاشانی ساعتی پیش راهی انجمن شاعران ایران شد تا در مراسم تولد سهیل محمودی شرکت کند. در این مراسم او در سخنانی به روایت خاطراتش از زمان کار در رادیو و همکاری با کسانی چون قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی، سلمان هراتی، سهیل محمودی و ساعد باقری پرداخت اما پیش از آن که آخرین رباعی خود را قرائت کند از حال رفت. حاضران در مراسم بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند اما استاد مشفق کاشانی در بیمارستان به دلیل نارسایی قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

چهره‌هایی چون سیدمحمد خاتمی، محمود دعایی، اسرافیل شیرچی، صادق خرازی، ساعد باقری، فاطمه راکعی، افشین علاء و ... در این مراسم حضور داشتند. احمد مسجدجامعی هم نیز که در راه آمدن به مراسم بود، با شنیدن خبر حادثه یک راست به بیمارستان رفت. شرکت‌کنندگان در این مراسم راهی خانه استاد مشفق کاشانی شدند تا این واقعه را به بازماندگان تسلیت بگویند. در این دیدار سیدمحمد خاتمی خطاب به خانواده این شاعر گفت: «همه مایتیم شده‌ایم و فقط شما نیستید که پدر از دست داده‌اید.

قرار بود استاد مشفق کاشانی این رباعی را برای مراسم جشن تولد سهیل محمودی بخواند:

برخیـــز ز جــا نه وقت خـــواب است ای دوست

بنشین که شب شعر و شراب است ای دوست

در بـــزم سهیــــــل، زهـــره بـــا چنـگ نـــواخت

میـــــــلاد بلنــــــد آفتــــــــاب است ای دوست

عباس کی‌منش ملقب به مشفق کاشانی در سال ۱۳۰۴در ‌کاشان‌زاده شد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر و تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه تهران به پایان برد. از رئیس هیأت مدیره‌ انجمن شاعران ایران، ده‌ها مجموعه شعر چون «سرود زندگی»، «سراب آفتاب»، «آذرخش»، «آینه خیال» ‌و... منتشر شده است. 

برخی از این آثار وی بدین شرح است؛

"صلای غم" تضمین ۱۲ بند محتشم کاشانی

"خاطرات" (سال ۱۳۲۴) 

"سرود زندگی" (سال ۱۳۴۲) 

"شراب آفتاب" (سال ۱۳۴۲)

"آذرخش" (گزینه اشعار) 

"آینه خیال" (سال ۱۳۷۲)

"بهار سرخ سرود" (سال ۱۳۷۳)

"هفت بند التهاب" (سال ۱۳۷۵) 
       "نقشبندان غزل" (سال ۱۳۶۵) 

"انوار ۱۵خرداد" (سال ۱۳۶۵)

"خلوت انس" (سال ۱۳۶۸) 

تصحیح «دیوان حاج سلیمان صباحی بیدگلی» با همکاری پرتو بیضایی (سال ۱۳۴۰)

"مجموعه شعر جنگ" 

"تذکره ی شاعران معاصر"

"راز مستان"

 

دوشنبه 29 دی 1393 :: 17:27 :: نويسنده : fanooseadab

 

به چه مانند کنم موي پريشان ترا ؟

به دل تيره شب ؟

به يکي هاله ي دود ؟

يا به يک ابر سياه

که پريشان شده و ريخته بر چهره ي ما ؟

***

به چه مانند کنم حالت چشمان ترا ؟

به يکي اختر رخشنده به دامان سپهر ؟

يا به الماس سياهي که بشويندش در جام شراب ؟

***

به چه مانند کنم سرخي لبهاي ترا ؟

به يکي لاله ي شاداب که بنشسته به کوه ؟

به شرابي که نمايان بود از جام بلور ؟

به صفاي گل سرخي که بخندد در باغ ؟

به شقايق که بود جلوه گر بزم چمن ؟

يا به ياقوت درخشاني در نور چراغ ؟

***

به چه مانند کنم ؟

من ندانم

به نگاهي تو بگو

به چه مانند کنم ...؟

                                                                     مهدی سهیلی

دوشنبه 29 دی 1393 :: 16:00 :: نويسنده : fanooseadab

 

عجب صبری خدا دارد

اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول ،
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،
بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ، 
بر لب پیمانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین
زمین و آسمانرا 
واژگون ، مستانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
نه طاعت می پذیرفتم ،
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
سبحۀ، صد دانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،
آواره و ، دیوانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
پروانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،
گردش این چرخ را 
وارونه ، بی صبرانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،
بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،
در این دنیای پر افسانه میکردم
عجب صبری خدا دارد
چرا من جای او باشم
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد
و گر نه من بجای او چو بودم ،
یکنفس کی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه میکردم
عجب صبری خدا دارد ... عجب صبری خدا دارد

                                                                             معینی کرمانشاهی           

جمعه 26 دی 1393 :: 18:28 :: نويسنده : fanooseadab

      

وبلاگ ادبی سینا صارمی

فانوس ادب  

سه‌شنبه 23 دی 1393 :: 22:28 :: نويسنده : fanooseadab

 

دوشنبه 22 دی 1393 :: 23:33 :: نويسنده : fanooseadab

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران