فانوس ادب
وبلاگ ادبي سینا صارمی

 

سلام

شما چند نفر از این دوستان را می شناسید؟

من که دلتنگ همشون هستم

 

شنبه 15 شهریور 1393 :: 11:02 :: نويسنده : fanooseadab

 

هر دَم به لبم ذکر خـدا هست هنوز

در کنج دلم عشـق رضـا هست هنوز

امیــد به الطـــاف خــدا دارم و بس

در بــارگــهِ عشــق شفـا هست هنوز

ای خورشید هشتم

آقای من

مولای من

تو را به جان جوادت قسم

حاجت همه ی درمندان را در این شب مبارک سراسر نور بده

 

آمین

 

جمعه 14 شهریور 1393 :: 18:25 :: نويسنده : fanooseadab

 

جمعه 14 شهریور 1393 :: 11:04 :: نويسنده : fanooseadab

 

 

 

پنج‌شنبه 13 شهریور 1393 :: 14:01 :: نويسنده : fanooseadab

عاشقان خانه که بـاز است، خجالت نکشید

یــار مــا بنـده نــواز است، خجالت نکشید

 

محفـــل راز و نیــــاز است، بیــایید همـه

شـاه دیـن محرم راز است، خجالت نکشید

 

کاروان پیاده روی (دل های عاشق، راهیان دیارخالق)

 

یکشنبه 09 شهریور 1393 :: 16:23 :: نويسنده : fanooseadab

 

یکشنبه 09 شهریور 1393 :: 10:51 :: نويسنده : fanooseadab

 

چهارشنبه 05 شهریور 1393 :: 19:35 :: نويسنده : fanooseadab

 

خلوت سبـز خدا

در دل دشت سیاه

شوره زاری است عجیب

خس و خاشاک در آن می روید

دو قدم بالاتر

چشمه ای هست لذیذ

که زلال است و لطیف

در کنار چشمه

پونه هایی خوشبو

لوخ هایی چه بلند

داخل کال بزرگ

مثلِ دوران خوش کودکی ام

جرعه ای آب از آن می نوشم

فارغ از رنگ و ریا

فارغ از تیرگی عاطفه ها

خلوتی دارد دل

با خدای خود در این دشت بزرگ

که چگونه این آب

از دل سنگ سیاه

همچنان می جوشد؟

با تو می گویم من

ای برادر، ای دوست

قلمت را بردار

روی کاغذ بنویس

تا طلوع گلِ سرخ

یک قدم مانده هنوز

چه کنم از دنیا

ثروتی نیست مرا؟

تا که آن را بخشم

بی تکلّف به شما

ولی اکنون دارم

گوهری ناب و عزیز

هدیه ی من به شما

خلوت سبز خدا

...

سینا صارمی

اول شهریور یک هزار و سیصد و نود و سه هجری شمسی

باخرز روستای قلعه نو علیا

 

((باغ های شیجو))

تو اگر گام نهی بر در کاشانه ی من

یا به صلّابه کشی جسم نحیفم را تو

دسته دسته گل سرخ می چینم

من به پاس قدم هات

ناز چشمان تو را خواهم جست

زندگانی این است

گاه شیرین تر از قند و عسل

یا که تلخ تر از باده زهر

لختی آهسته بیا

جاده ها گُل کاری است.

مهرتان را سپاس دوستان همراه

از محبت شما در روز تولدم و پیام تبریک و کامنت زیبایتان نهایت تشکر را دارم

زنده باشید

خداوند یار و یاورتان

 

... سینا صارمی ...

شنبه 01 شهریور 1393 :: 15:59 :: نويسنده : fanooseadab

 

با کوچ عاشقانه ی بانوی شعر و غزل

سیمین بهبهانی

جامعه ی ادبی ایران سیاهپوش شد.

                       

 سیمین بهبهانی شاعر و غزل سرای برجسته در ساعات اولیه بامداد روز سه شنبه 28 مرداد ماه 93 در بیمارستان پارس تهران دار فانی را وداع گفت

به گزارش ایرنا٬ یکی از مسوولان بیمارستان پارس در گفت گو با خبرنگار ما ضمن تایید مرگ این شاعر بزرگ گفت که بهبهانی مدتی قبل به دلیــل مشکلات قلبی و تنفسی در بیمــــــارستان بستــــری و 15 مردادماه به کما رفته بود

این شاعره پرآوازه کشورمان 28 تیر 1306 خورشیدی در تهران به دنیا آمد

نام خانوادگی خود او خلیلی و فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) و نبیره حاج ملاعلی خلیلی تهرانی بود و پدرش به دو زبان فارسی و عربی شعر می گفت و 1100 بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده و رمان نویس هم بود 

بهبهانی در 1348 به عضویت شورای شعر و موسیقی در آمد

سیمین بهبهانی به بانوی غزل شهرت داشت و به خاطر تسلطی که بر اوزان شعر فارسی داشت و وزن های جدیدی که خود ایجاد کرده بود، مورد استقبال سازندگان آثار موسیقایی قرار گرفت

وی قالب های کهن را در شکل تازه و با مضامین مدرن عرضه می کرد و به دلیل خلاقیت در این امر٬ «نیمای غزل» لقب گرفت

سه تار شکسته٬ جای پا٬ چلچراغ٬ مرمر٬ رستاخیز٬ خطی ز سرعت و از آتش٬ دشت ارژن٬ آن مرد، مرد همراهم٬ کاغذین جامه٬ کولی و نامه و عشق٬ عاشق تر از همیشه بخوان٬ شاعران امروز فرانسه و با قلب خود چه خریدم از جمله آثار این نویسنده و شاعر است

سه‌شنبه 28 مرداد 1393 :: 18:43 :: نويسنده : fanooseadab

 

سه‌شنبه 21 مرداد 1393 :: 13:25 :: نويسنده : fanooseadab
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران