فانوس ادب
وبلاگ ادبي سینا صارمی

باید از کوچه گذشت

کوچه هایی روشن

خاطراتی  چه قشنگ

پای هر بید بلند

باید از عشق نوشت

عشق را قاب گرفت

لای شب بوها رفت

نور را پیدا کرد

باید آفتابی شد

تا که ماه را فهمید

پله پله طی کرد

تا به خورشید رسید

راستی تو که از کوچه عرفان و صفا می آیی؟

حرفی از لذت آزادی بود؟

عشق هم معنا داشت؟

تو که آنجا بودی؟

عشق کیلویی بود؟

آدمیّت هم بود؟

من که خود حیرانم

در پس کوچه ی عشق

و خودم می فهمم

چشم هام بارانی است.



شنبه 20 آبان 1391 :: 10:15 :: نويسنده : fanooseadab

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران